part two

 

 

 - Chalk and cheese.

آسمان و ریسمان به هم بافتن.

- Charity begins at home.

چراغی که به خانه رواست، به مسجد حرام است.

- Charity covers a multitude of sins.

صدقه رفع بلاست.

- Cleanliness is next to godliness.

پاکیزگی نشانه ایمان است.

- A clear conscience fears no accusation.

آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است.

- Climb not too high, lest the fall be greater.

زیاد بالا منشین که افتادنت سخت تر باشد.

- Clothes do not make the man.

تن آدمی شریف است به جان آدمیت / نه همین لباس زیباست نشان آدمیت

- The camel going to seek horns, lost his eyes.

می خواست ابرویش را درست کند، چشمش را کور کرد.

- Coming events cast their shadows before.

سالی که نکوست از بهارش پیداست.

- Conscience does make cowards of us all.

کافر همه را به کیش خود پندارد.

- A constant guest is never welcome.

میهمان تا سه روز عزیز است.

 - Contraries don’t meet.

کوسه و ریش پهن!

- Cowards die many times before their death.

آدم ترسو روزی هزار بار می میرد.

- A creaking gate hangs long.

دود از کنده بلند می شود.

- Cross the stream where it is shallowest.

گره ای که با دست می توان باز کرد، چرا با دندان باز کردن؟

- Curses, like chickens, come home to roost.

چاه کن همیشه ته چاه است.

 Bad news travels fast.

خبرهاي بد زود پخش مي شوند.

 

- A bad penny always comes back.

مال بد بيخ ريش صاحبش!

 

- A bad ware is never cheap.

مفتش هم گران است!

 

- Barking dogs seldom bite.

از آن نترس كه هاي و هوي دارد / از آن بترس كه سر به تو دارد

 

- To beat you, to frighten him.

به در مي گويم كه ديوار بشنود.

 

- The beaten road is the safest.

آزموده را آزمودن خطاست.

 

- Beauty is in the eye of the beholder.

علف بايد به دهان بزي خوش بيايد.

 

- Beauty opens all doors.

زيبايي گشاينده ي هر دري است.

 

- Beggars must not be choosers.

دندان اسب پيشكشي را نمي شمارند.

 

- Be slow of giving advice, ready to do a service.

به عمل كار بر آيد،‌ به سخنداني نيست.

 

- The best fish swim near the bottom.

هر كه طاووس خواهد جور هندوستان كشد.

 

- Better a bare foot than no foot at all.

كاچي به از هيچي.

 

- Better be a fool than a knave.

گاوان و خران باربردار، به ز آدميان مردم آزار.

 

- Better bend than break.

كار از محكم كاري عيب نمي كند.

 

- Better cut the shoe than pinch the foot.

دنداني كه درد مي كند را بايد كشيد.

 

- Better late than never.

دير رسيدن بهتر از هرگز نرسيدن است.

 

- Better to ask the way than go astray.

پرسيدن عيب نيست،‌ ندانستن عيب است.

 

- Better to say "here it is" than "here it was".

داشتم داشتم حساب نيست، دارم دارم حساب است.

 

-Better face in the danger once than to be always in danger.

مرگ يك بار،‌ شيون هم يك بار.

 

- A big head has a big ache.

هر كه بامش بيش،‌ برفش بيشتر.

 

- A bird is known by its note and a man by his talk.

تا مرد سخن نگفته باشد، عيب و هنرش نهفته باشد

 

- Birds of a feather flock together.

كبوتر با كبوتر،‌ باز با باز

 

- The biter is sometimes bitten.

دست بالاي دست بسيار است.

 

- The blind can not lead the blind.

كور عصاكش كور ديگر شده است!

 

- Black will take no other hue.

بالاتر از سياهي رنگي نيست.

 

- Blood is thicker than water.

بني آدم اعضاي يكديگرند،‌ كه در آفرينش ز يك گوهرند

 

- Brevity is the soul of wit.

كم گوي و گزيده گوي چون در،‌ كز اندك تو جهان شود پر