You never know, until you try

 

You never know, until you try

تا نکوشی در نخواهی یافت

And you never try, unless you really try

و اگر به تمامی نکوشی، نکوشیده ای

You do the best you can

هر آنچه در توان داری به کار می گیری

And if you’ve done everything, "In your power and still fail"

و اگر با تمام وجود کوشیدی و باز،"ناکام" ماندی،

The truth of the matter is, that you haven’t failed at all

واقعیت امر این است،فکر نکن که شکست خورده ای

When you reach for your dreams

آنگاه که به سوی رویاهایت بال می گشایی

No matter what they may be

چه اهمیتی دارد که آن ها چگونه اند

You grow from the reaching

از رسیدن است که می بالی

You learn from the trying

از کوشیدن است که می آموزی،

You win from the doing

و ازانجام دادن است که پیروز باز می گردی.

 

چرا بايد انگليسي ياد بگيريم؟

چرا بايد انگليسي ياد بگيريم؟

شايد يادگيري زبان انگليسي مهمترين گام در ارتقاء کيفيت زندگي شما باشد.

آيا هيچ فکر کرده‌ايد که دسترسي به اطلاعاتي که ديگران از آن بي‌بهره‌اند، چقدر مي‌تواند جالب باشد؟ يا صحبت کردن با افراد جالبي که ديگران نمي‌توانند با آنها ارتباط برقرار کنند؟ يا تحت تأثير قرار دادن اطرافيانتان هر موقع که دهانتان را باز مي‌کنيد؟ و يا پشت سر گذاشتن ديگران با جهش‌هاي بزرگي که در شغل‌تان برمي‌داريد؟

شما مي‌توانيد به همه‌ اينها برسيد، اگر خوب انگليسي صحبت کنيد.

 

  •  دسترسي به اطلاعات
  • گفتگو با ديگران
  • پيشرفتهاي شغلي
  • ياد گرفتن انگليسي آسان است 

دسترسي به اطلاعات

شما به چه چيزي علاقمند هستيد؟ علوم؟ موسيقي؟ کامپيوتـر؟ سلامتي؟ تجـارت؟ ورزش؟  رسانه‌هـاي امروز از قبيـل اينترنت، تلويزيون و مطبوعـات دسترسي تقريباً نامحدودي را به اطلاعات پيرامون موضوعات مورد علاقه‌تان فراهم کرده است. فراموش نکنيد که ما در عصر اطلاعات زندگي مي‌کنيم.

تنها يک مشکل وجود دارد: بيشتر اين اطلاعات به زبان انگليسي است.

در اينجا چند مثال از اطلاعاتي که اگر انگليسي بلد باشيد مي‌توانيد از آنها استفاده کنيد، بيان مي‌شود:

  • بيشتر صفحات وب. بيش از يک ميليارد (1.000.000.000) صفحه اطلاعات در اينترنت وجود دارد! اين شگفت‌انگيز است که تنها با ياد گرفتن يک زبان، به خيل عظيمي از اطلاعات در پهنه اينترنت دسترسي پيدا مي‌کنيد.
  • کتابها در هر موضوعي، از سرتاسر جهان. شما مي‌توانيد کتابهايي با نويسندگان آمريکايي يا بريتانيايي بخوانيد، و نيز کتابهاي ترجمه شده از زبانهاي ديگر. به هر موضوعي که علاقمند باشيد، مي‌توانيد چيزي به انگليسي درباره آن پيدا کنيد.
  • مطبوعات. فقط مجله‌ها و روزنامه‌هاي انگليسي زبان هستند که به راحتي در هر کجاي جهان يافت مي‌شوند. شما براي پيدا کردن مجله‌هايي مانند تايم يا نيوزويک مجبور نيستيد خيلي وقت صرف کنيد.
  • علوم. زبان انگليسي کليـد دنيـاي علم و فن‌آوري است. حـدود 95% مقـالات علمي منتشر شده، به زبان انگليسي است کـه تنها حدود 50% از آنها مربوط بـه کشورهاي انگليسي‌زبان (مانند آمريکا و انگلستان) مي‌باشد.
  • گزارشات خبري. شبکه‌هاي تلويزيوني بين‌المللي از جمله BBC و CNN را در نظر بگيريد. آنها خبرها را بسيار سريع‌تر و حرفه‌اي‌تر منتشر مي‌کنند.در هر کجاي دنيا شما مي‌توانيد به آنها دسترسي داشته باشيد.

 

گفتگو با ديگران

انگليسي را مي‌توان «زبان گفتگو» ناميد. چرا؟ چون به نظر مي‌رسد همه مردم جهان پذيرفته‌اند که براي گفتگو و ارتباط با يکديگر از زبان انگليسي استفاده کنند.

  • حدود يک و نيم ميليارد (1.500.000.000) نفر در جهان مي‌توانند به انگليسي صحبت کنند. يک ميليارد نفر ديگر هم مشغول فراگيري آن هستند.
  • تقريباً همه کنفرانسها و مسابقات بين‌المللي به زبان انگليسي برگزار مي‌شود. به عنوان مثال رقابتهاي المپيک يا جام جهاني فوتبال را در نظر بگيريد.
  • سياستمداران کشورهاي مختلف از زبان انگليسي براي برقراري ارتباط با يکديگر استفاده مي‌کنند. انگليسي، زبـان اصلي سازمانهايي از قبيـل سازمـان ملل متـحد (UN)، نـاتـو (NATO) و... مي‌باشد.

 

اگر شما بتوانيد به انگليسي صحبت کنيد، قادر خواهيد بود:

  • با مردمان سراسر جهان ارتباط برقرار کنيد. مثلاً مي‌توانيد عقايد و نظراتتان را در گروه‌هاي تبادل نظر اينترنتي بيان کنيد. به افراد مورد علاقه‌تان ايميل ارسال کنيد و درباره زندگي و فرهنگشان اطلاعات کسب کنيد.
  • راحت‌تر سفر کنيد. به هر کجا که سفر مي‌کنيد مي‌توانيد با ديگران ارتباط برقرار کنيد انگليسي در بيش از 100 کشور جهان مورد استفاده قرار مي‌گيرد. مي‌توانيد آدرس بپرسيد، با افراد مکالمه کنيد، يا... کمک بخواهيد. کسي چه مي‌داند، شايد روزي زبان انگليسي جان شما را نجات دهد!

 

پيشرفتهاي شغلي

اگر خواهان شغل خوبي در زمينه‌هاي تجاري يا علمي هستيد، از پشت ميز کارتان بلند شويد و همين حالا به فراگيري انگليسي مشغول شويد!

دانستن انگليسي به شما اجازه مي‌دهد که:

  • عبارت «مسلط به زبان انگليسي» را در رزومه (=خلاصه شرح حال و سوابق) خود درج کنيد. بدين ترتيب شانس خود را براي بدست آوردن شغل بهتر و کسب درآمد بيشتر، افزايش مي‌دهيد.
  • دانش فني خود را افزايش دهيد. انگليسي زبان فن‌آوري است، مخصوصاً فن‌‌آوريهاي تراز بالايي مانند علوم کامپيوتر، ژنتيک و پزشکي. اگر مي‌خواهيد درباره اين علوم مطالعه کنيد، احتمالاً مجبور خواهيد شد از منابع انگليسي استفاده کنيد.
  • يک تاجر بين‌المللي باشيد. ايـن بسيار واضح اسـت. تجـارت بين‌المللي تنها بـا زبان انگليسي ميسر مي‌شود. يادتان باشد که در دهکده جهاني به سر مي‌بريد. بنابراين اگر مي‌خواهيد نقشي ايفا کنيد، بايد انگليسي بلد باشيد تا بتوانيد با تجار ديگر ارتباط داشته باشيد، در کنفرانس‌ها و همايش‌ها شرکت کنيد، روزنامه‌ها و مجلات تجاري بخوانيد و....
  • دانشجوي و محقق بهتري باشيد. مي‌توانيد با دانشمندان کشورهاي ديگر مکاتبه کنيد. در همايشهاي بين‌المللي شرکت کنيد و با مطالعه مجلات و کتب، از يافته‌هاي جديد علمي با خبر شويد.

                                                           

ياد گرفتن انگليسي آسان است

انگليسي نه فقط مفيدترين زبان دنياست، بلکه يکي از آسان‌ترين زبانها براي يادگيري و استفاده محسوب مي‌شود:

  • الفباي ساده هيچ نماد يا نشانه خاصي از قبيل ä يا é وجود ندارد.
  • حالت جمع آسان فقط کافي است يک s (يا es) به انتهاي يک اسم اضافه شود. (one car, two cars)
  • کوتاهي کلمات اغلب کلمات اصلي کوتاه هستند: run, work, big, go, man و.... کلمات طولاني‌تر هم غالباً کوتاه مي‌شوند: fridge=refrigerator, os=operating system.
  • انگليسي همه جا يافت مي‌شود : دسترسي به تلويزيون، موسيقي، وب‌سايتها و مجلات انگليسي زبان بسيار راحت است. شما مجبور نخواهيد بود فقط از چند کتاب خسته‌کننده آموزشي استفاده کنيد. مي‌توانيد همزمان هم انگليسي بياموزيد و هم از آن استفاده کنيد. بديهي است که بدين ترتيب اشتياق شما براي يادگيري افزايش مي‌يابد.

 

 

 

چگونه انگليسي ياد بگيريم؟

 

چگونه انگليسي ياد بگيريم؟

در اینجا ۵ مورد ضروری برای یادگیری زبان انگلیسی بهمراه توضیح آنها ارایه شده است:

برای مشاهده توضیح هر مطلب روی ایتم مورد نظر کلیک کنید

1- انگيزه: مانند کسى باشيد که دوست دارد انگليسي بياموزد

2- ديکشنري: يک ديکشنري انگليسي خوب تهيه کنيد.

3- اشتباه ممنوع: از اشتباهات پرهيز کنيد.

4- تلفظ: تلفظ اصوات انگليسي و علائم فونتيک را ياد بگيريد

5- ورودي: با خواندن و شنيدن مکرر جملات، انگليسي را در ذهنتان ماندگار کنيد.

 


منبع:سایت زبان آموزان

Expressions used in the Movies and Common phrase in spoken English:اصطلاحات رایج در فیلم و محاوره

 

 

You can find more than 150 Movie Expressions and Common Phrases

 

 

 

1) Stop being a damn fool

دست از خل بازی بردار

2) I'm reaping what I sow

هر چه کاشتم را درو میکنم- دارم سزای کار خودم را میبینم

3) Lets get something straight

بذار مسئله رو روشن کنیم

4) Beat it

بزن به چاک

5) Break it up

تماش کنید

6) Set somebody up

کسی را گول زدن

7) Keep cool

خونسرد باش

8) Keep your eyes on the road

حواست به جاده باشه

9) That would make two of us

منم مثل شما منم موافقم

10) I didn't catch your name!

اسم شما رو متوجه نشدم

11) It doesn't make much difference

زیاد فرقی نمی کنه

12) Piece of cake?

مثل آب خوردن(بسیار ساده است)

13) Learn the rope (learn the basic)

اصول و قاعده را بلد بودن

14) Burry the hatchet

دشمنی را تمام کردن – آشتی کردن

15) Do time

آب خنک خوردن (دوران زندان را سپری کردن)

16) go blank

مغز کسی کار نکردن

17) Not the other way around

نه برعکس

18) Slip somebody's mind

فراموش کردن

19) Burst somebody's bubble

تو ذوق کسی زدن

20) Will you knock it off?

میشه تمامش کنید؟

21) look blue

خیلی غمگین به نظر رسیدن

22) You gotta be kidding me!

حتما شوخی میکنی

23) Looks are deceiving

به نظر فریبنده میاد

24) Screw something up  

افتضاح به بار آوردن

25) Don't get me wrong

منظور مرا بد برداشت نکن

26) Shove knowledge down somebody's throat.

اطلاعات یا علم به کسی به خورد دادن

27) I am all ears

سرا پا گوشم

28) Rock bottom prices

پایین ترین قیمت ممکن

29) This one is on me

این یکی دعوت من

30) Make yourself at home

اینجا رو خونه خودت بدان

31) Not a million year

اصلا و ابدا

32) In no time

مثل برق

33) Drive somebody nuts

کسی رو اذیت کردن

34) Pay off

نتیجه دادن

35) Pay back

انتقام گرفتن

36) What's the rush?

عجله برای چیه؟

37) Stick to strict habits

شدیدا مقرراتی بودن

38) With all do respect

با کمال احترام

39) You are missing the point

موضوع اصلی چیز دیگه است.تو متوجه موضوع اصلی نیست.

40) I have absolutely no idea

اصلا نمی دانم

42) Make s face (Why did you make a face?)

ادا درآوردن(چرا ادا درمیاری)

43) Its not rhetorical question

سوال من جواب داره

45) You are sure you are cool with this?

مطمئنی که برات مشکلی نداره

46) Lets get clear on something

بذار یه چیزی رو برات روشن کنم

47) Make yourself at home

راحت باش- اینجا رو خونه خودت بدان

48) Make lame excuses

عذر و بهانه بیجا آوردن

49) I’m hard of hearing

گوش من سنگین است

50) What’s going on with you?

چت شده؟

51) Are you nuts?

خل شدی؟

52) Get a load of this?

به این نگاهی بینداز

 

53) Take one's mind off something

به چیزی فکر نکردن

54) You think I was born yester day?

فکر می کنی من هالو هستم یا اینکه من رو خام فرض کردی

55) Suite yourself

هر جور راحتی

 

56) What's on your mind?

چی تو ذهنته؟

57) We got a bone to pick with you

در مورد موضوعی باهات حرف دارم

58) Pleased to make your acquaintance

خوشحالم که با شما آشنا شدم

59) Could you excuse us for few minute?

میشه چند لحظه ما را تنها بگذارید!

60) Will you cut it out?

میشه بس کنی؟

61) The choice is yours

خق انتخاب با خودته

62) Get a hold yourself

خودت رو کنترل کن

63) Keep one’s word

سر حرف خود بودن

64) It's none of your business

به تو ربطی نداره

65) What’s got into you?

تو چت شده؟

66) Have a close call

جان سالم بدر بردن

67) You took the words right out of my mouth

گل گفتی- منم میخواستم همینرو بگم

68) call somebody name

به کسی فحش دادن

69) Have a short fuse

زود عصبانی شدن

70) Rain like cats and dogs

شر شر بارن باریدن

71) Say hello to your folks

به خانواده سلام بسان

72) Give me a hand

کمکم کنید

73) I don’t care what it takes, what is cost?

به هر قیمتی که شده(برام مهم نیست به چه بهایی)

74) Have you lost your mind?

زده به سرت- عقلت رو از دست دادی

75) On the double

فوری وسریع

76) Serves you right

حقته – تا چشمت کور شه

77) In a jiffy

مثل برق – مثل باد

78) Am I talking to a brick a wall?

با دیوار که حرف نمیزنم!

79) Are you going my way?

مسیرت به مسیر من میخوره؟

80) Are you looking for trouble?

دنبال شر میگردی؟

81) As you wish

هر طور که میلته!

82) As God my witness….

خد شاهده که...

83) Better left unsaid.

بهتره در موردش حرف نزنم

84) Between you, me and bedpost.

بین خودمان باشد

85) Clear the way

راه را باز کنید

86) Catch you later

بعدا میبینمت

86) Come what may.

هر چه بادا باد

87) Could I be excused?

اجازه میدین من مرخص بشم

88) Could I get bye pleased?

اجازه میدین من رد بشم

89) Cut the comedy.

دست از شوخی و مسخره بازی در بیار

90) Say it, don’t spray it.

اینقدر حرف می زنی تف نریز

91) Dig in

بفرما میل کن

92) Bottom up

نوش جان

93) Cheer

به سلامتی )در مشروب خوردن)

94) Don’t I know you from somewhat?

من شما رو جای ندیدم

95) Don’t rush me

مرا هول نکن!

96) Don’t stand on ceremony

تعارف را بگذار کنار

97) Do you get picture?

منظورم را میقهمی؟

98) Do you have ants in your pants?

چقد ول ول میخوری؟

99) Drop me a line

چند خطی برام بنویس

100) For God’s sake

به خاطر خدا

101) Fancy meeting you here

چه چالبه که اینجا میبینمت

102) from a to z

از سیر تا پیاز

103) Get off my back

دست از سرم بردار

104) get out of my sight

از جلو چشمام دور شو.

105) give me five

بزن قدش

106) Go fly a kite

برو کشکت رو بساب

 

107) God forbid!

خدا آنروز رو نیاره

108) God willing

انشاالاه

109) Good for you

خوش به حالت

110) Go to hell.

برو جهنم

111) Have a heart

خوش قلب

112) throw the book at someone (punish and chide severely)

کسی را به طور شدید تنیه کردن

113) Heart speaks to heart

دل به دل راه داره

114) help yourself

بفرمایید(تعارف برای خوردن)

115) his name on the tip of my tongue

اسمش سر زبانم است

116) how dump do you think I am.

مر خر فرض کردی؟

117) I can’t make a head or tail of it.

از آن سر در نمیارم

118) head or tail

شیر و خط

119) I didn’t catch your name?

اسم شما چی بود؟

120) I have butter fly in my stomach

من دلشوره دارم

121) I am at your service

 من در خدمت شما هستم

122) knock oneself out (work very hard)

سخت کار کردن

123) I eat my words

حرف خودم را پس میگیرم

124) I heard it on the grapevine

ای طور میگویند

125) it’s worth trying

به زحمتش می ارزه

126) it’s just my luck

به خوشکی شانس

127) I will eat my hat

سرم را میدهم

128)I will cook your goose

بلایی به سرت بیارم که حظ کنی

129) it can’t be helped

کارش نمیشه کرد

130) joking apart

از شوخی گذشته

131) keep your finger a crossed for me

برام دعا کن

132)like it or lump it

می خوهی بخوه می خواهی نخواه.

133)I have lost my train of my thought

رشته افکارم پاره شد

134) Mark my words

این خط و نشان

135) May God helps him

خدا به دادش برس!

136) over my dead body

مگر از روی جسدم رد بشی

137) My leaps are sealed

من دهانم قرص است(به کسی نمی گویم)

138) not in thousand years

عمرا اگه من اینکار رو بکنم

139) put a stop to this childish behavior

بچه بازی در نیار

140) remember me to your father

به بابا سلام برسون

141) say cheese

بگو سیب(موقع عکس گرفتن)

142) shame on you

خاک تو سرت

143) so what?

خوب که چی؟

145) because I said so

چون من اینو گفتم

146) speak up

بلند حرف بزن

147) speak of the evil

حلال زاده بودی

148) take my advice

از من به تو نصیحت

149) thanks a million

یک دنیا ممنون

 

150) thanks a whale

یه عالمه تشکر

151) thanks a bunch

یک دنیا ممنون

152) thanks an ocean

یه عالمه تشکر

153) there is no harm in trying

به امتحانس می ارزه

154) that’s the last straw

آخرین شانس

155) baby of the family

ته تغاری

156) that’s the way of the world

تا بوده همین بوده

157) the good old days

چه روزهای خوبی بود

158) the penny dropped

دو زاری من افتاد

159) the same to you

شما هم همینطور

160) the re you go again

با ز که شروع کردی

161) tomorrow is another day

فردا هم که روز خدا است

162) touch wood

بزنم به تخته

163) your are a mama’s boy

بچه ننه هستی

164) are you kidding?

شوخی می کنی

165) you are miles away

تو باغ نیستی ها

166) you are out of lunch

تو باغ نیستی ها

167) watch your mouth

حرف دهانت را بفهم

168) what a pity!

چه حیف شد

169) what’s up?

چه خبر؟

170) what’s cooking here?

اینجا چه خبره؟

 

 

 

 

Compiled by: Hamid Toraby

 

مجموعه ای از اصطلاحات و عبارات پر کاربرد در زبان انگلیسی

 

در ابن لینک مجموعه ای از اصطلاحات و عبارات پر کاربرد در زبان انگلیسی را مشاهده می کنید :برای دیدن هر مجموعه روی آن کلیک کنید.

 

 Movie's Expressions:اصطلاحات رایج در فیلم

Animal Idioms: اصطلاحات مربوط به حیوانات

Color Idioms: اصطلاحات مربوط به رنگها

Proverbs & Saying: ضرب المثل ها و عبارتها 1

Proverbs & Saying: ضرب المثل ها و عبارتها 2

Body Idioms:اصلاحات مربوط به اعضای بدن1

Body Idioms:اصلاحات مربوط به اعضای بدن2 

Idioms dictionary from A to Z: دیکشنری اصطلاحات

Time idioms:اصطلاحات مربوط به زمان

House idioms:اصطلاحات مریوط به خانه


The Top 10 Confusing English Words

The Top 10 Confusing English Words

 

Should you accept an invitation or except one? Do you eat dessert or desert after your meal? English is full of confusing words. Here are some tips on using the right word at the right time!

 

Dessert and desert

Dessert is a sweet dish, while the desert is hot, dry and full of sand.

 

accept and except

To accept means to receive or agree to something, while except means excluding.

 

there and their

The former is an adverb of place while the latter is a possessive pronoun e.g. Their house is over there.

 

principle and principal

Principles are beliefs, values or basic truths, while principal means the head of a school, or the main thing.

 

advice and advise

The former is a noun while the latter is a verb, so you can advise someone by giving them good advice.

 

borrow and lend

To borrow means to receive something as a loan, while to lend means to give something as a loan. E.g. Can I borrow your car? Sorry, I can't lend it to you today

.

despite and although

These have a similar meaning but are used differently. Despite is a preposition while although is a conjunction. E.g. He won the race despite his injury. He won the race although he had an injury.

 

affect and effect

The former is a verb while the latter is a noun, e.g. The effect of the war is enormous; it has affected all sectors of the economy.

 

personal and personnel

Your personal details include your name, age and nationality, while personnel means the employees of a company.

 

assure and ensure

To assure someone means to remove doubt or reassure them, while ensure means to make certain that something happens. E.g. I assured him that you would be there, so please ensure that you get to the meeting on time.

 

 

 

 

How to say numbers in English

1. ابتدا از يك تا 20:

 

One/ two / three/ four/ five/ six/ seven/ eight/ nine/ ten/ eleven/ twelve/ thirteen/ fourteen/ fifteen/ sixteen/

 

seventeen/ eighteen/ nineteen/ twenty

 

2. ده تا 100.

Ten/ twenty/ thirty/ fifty/ fifty/ sixty/ seventy/ eighty/ ninety/ hundred

 

اكنون براي گفتن اعداد از يك تا 100 مشكلي نداريم. براي مثال اگر عدد 22 را بخواهيم بيان كنيم، مي‌گوييم: twenty two يا

 

71 مي‌شود: seventy one. پس هر عددي را كه بخواهيم بيان كنيم اول دهگان آن را مي‌گوييم و بلافاصله يكان آن را اضافه

 

 مي‌كنيم.

 

3. اعداد بين 100 تا 1000.

One hundred/ two hundred/ three hundred/ four hundred ….. one thousand

 

بايد توجه داشته باشيم كه به hundred )100) يا thousand (1000) نبايد s جمع اضافه كنيم.

 

 

4. اعدا 1000 تا 1000000.

 

هر تعداد 1000 وجود داشته باشد را اول مي گوييم و سپس كلمه‌ي thousand  را مي‌آوريم.

1000 = one thousand

 

2000 = two thousand

 

20,000 = twenty thousand

 

30,000 = thirty thousand

 

85,000 = eighty-five thousand

 

999,000 = nine hundred and ninety-nine thousand (British English)


nine hundred ninety-nine thousand (American English)

 

1,000,000 = one million

 

در انگليسي بريتانيا بين اعداد از كلمه‌ي and استفاده مي‌شود اما در انگليسي امريكا از اين كلمه استفاده نمي‌شود.

 

325 = three hundred and twenty-five (UK)

 

325 = three hundred twenty-five (US)

 

719 = seven hundred and nineteen (UK)

 

719 = seven hundred nineteen (US)

 

3,077 = three thousand and seventy-seven (UK)

 

3,077 = three thousand seventy-seven (US)

توجه: بعد از هزارگان يك ويرگول براي جدا كردن گذاشته مي‌شود.

 

 

5. بيشتر از يك ميليون:

1000,000 = one million

 

1,000,000,000 = one billion (US) one milliard (UK)

 

1,000,000,000,000 = one trillion (US) one billion (UK)

 

1,000,000,000,000,000 = one quadrillion (US) one billiard (UK)

 

در گفتارهاي غيرسمي و دوستانه ممكن است اعداد جور ديگري گفته شوند. مثلا به جاي صفر oh گفته شود. بخصوص در

 

گفتن شماره هاي خيابانها، منازل يا اتوبوسها.

101 = "One-oh-one."

 

109 = "One-oh-nine."

 

110 = "One-ten." or  "One-one-oh."  

 

208 = "Two-oh-eight."

 

334 = "Three-thirty-four." Or "Three-three-four.